عشق آسمانی

یک حس جدیدازپسرممممم

سلام برگلپسرم عزیزخودم همه وجودم  اومدم ازحس جدیدم واست بگم گلم اره مامانی یک چیزجدیدازشماحس کردم اخخخخ که چه حس باحالیه که وقتی میادفقط تمرکزمیکنم این حس رومامانی یک چندروزیه تجربه کردم الان حتمامیگی چه حسی بگممممممم باشه فدات شم میگممممم حس سکسکه پسرم وای نمیدونی چه خنده داره درست زیرنافم پایینتربطورمنظم یک چنددقیقه میزنه تازه یکروزبابایی دستشوگزاشت داشتی سکسکه میکردی باباجون مات ومبهوت مونده بودخخخخ کلی حالکردباسکسکه هات خلاصه مامانی خداروشکرالحمدالله داری بزرگ میشی منم خیییییلی خوشحالم الهی همیشه سالمباشی به موقع بیای پیشمون.دوستدارم پسرم  ...
26 مهر 1393

رویدادهای چندوقته

یک سلام گرم به پسرم تواین روزای پاییزی  خوبی عزیزم ان شاالله که خوبی منم خوبم نفسم مامانی یک هفته پیش رفتم دکترخداروشکرهمچی خوب بودعزیزم تازه من 4کیلواضاف کردم خخخ یک ازمایشم دادم که مربوط به اواسطه بارداریه اونم ان شاالله خوبه جوابش.مامانی دلم حسابی تورومیخوادنمیدونی وقتی تکون میخوری چه عشقی میکنم عاشق تکوناتم وقتی واسه باباجون تعریف میکنم کلی ذوق میکنه همش میگه پس کی میادامیرعلی خودم تاباهم بازی کنیم خخخ نمیدونی پسرم بابایی چقدرعاشق بازیه تازه میخوادشماروهم بیاره وسط  بااین عموهات میشینن وقتی میریم بالافقط باگوشی تبلت,های بازی میکنن های بازی میکنن ادم کفری میشه خخخخخخ اینم بگم دیروزعیدبودعیدغدیرعیدتم مبارک عشقم تازه باهم رفتیم نی...
22 مهر 1393

گلپسرم اومدم ازدوروبربگم

سلام پسرم فدای تکون خوردنت بشه مامان چقدراین لحظاتودوستدارم مامان کلی ذوق میکنم انتظاربیشترهم دارم خخخخ اخه خیلی خوبه هرروزبه عشق تکونات راه میرم کارمیکنم درازمیکشم مامانی من زیادنمیام میخوام زیادشلوغ نکنم بزاراتفاقای این چندوقته روواست بگم نفس مامان الهی همیشه سالم وسرحال باشی تواین چندوقته خاله خودم ازسبزواراومد.یعنی خونشواورده خیلی خوبه میگیم میخندیم میدونم متوجه خنده هام میشی دایی ایمان هم که سربازه واسه چندروزاومده مشهداماامروزرفت.خاله ایداهم که میره مدرسه یعنی یک چندروزیع میره اونم مدرسه قبلی من که همه دبیراش منومیشناسن خخخ .این هفته من واست یک صندل خریدم اینقده بانمکه باباجونم هرروزمیپرسه امیرعلی تکون خوردمنم میگم اره یانه بیشتراوقاتم...
15 مهر 1393

بدون عنوان

عزیزمامان چطوره سلام زندگی قربونت بشه مامان وای این چندوقته حسابی درگیراسم نازتیم مامانی کلی اسم انتخاب کردیم. منوباباجون اماهیچ اسمی به دلمون نمیشینه منم که نذرکرده بودم اسم قشنگتوعلی بزارم واسه همون نمیشدتااینکه باباجون گفت میزاریم امیرعلی اینم بگم مامان جون باباعاشق اسم امیرعلیه .ازهمون اول به شمامیگفت امیرعلی خداکنه دیگه تعویض اسم نکنی اخه تاحالاکلی اسم انتخاب شده من میگفتم ارسلان تابه اسم باباجون بخوره بازعوض شدشدفرهادوهمینطورعوض میشدخداروشکرامیرعلی اسم خوبیه هم به اسم باباجون میخوری هم نذرمن داده میشه هوووووووراااااا نمیدونی مامان اینقدرازبودنت منوباباجون خوشحالیم که نگوخداروشکرکه هرروزحست میکنم مامانی چه حس خوبیه تکون خوردنات قل خورد...
3 مهر 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق آسمانی می باشد